سديد الدين محمد عوفى
422
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
آن اطراف نعيم لطيف « 1 » او « 2 » را « 3 » در « 4 » زير چادر تنك چون آفتاب از زير ابر مىنمود « 5 » . چون آن بديدم به حضرت آفريدگار خود استعاذت « 6 » طلبيدم تا مرا از وسوسهء شيطان نگاه دارد و از گناهى كه هرگز بدان اقدام ننمودهام در عصمت خويش بدارد . همه شب دل من در آن تشويش « 7 » بود « 8 » ، بترسيدم كه نبايد كه اگر او به خدمت من بماند شيطان بر من راه زند و در ورطهء و بال « 9 » افتم . بيّاع گفت : او را دعا گفتم و گفتم : خداوند از اهل جهان « 10 » كريم ترست و رحيم « 11 » تر و سعد خادم متمول است و اگر در حق او عنايت مبذول دارد « 12 » او بهاى خود بدهد و قبول كند كه من بعد بر رهگذر گرمابه نخسبد و پيوسته بر خود جامه پوشيده دارد « 13 » . و اگر امير او را به كسى ديگر « 14 » فروشد باشد « 15 » كه آن كس حفظ ندارد و « 16 » آن بيچاره به بلايى ديگر « 17 » گرفتار شود . و ازين معانى بسيار بگفتم تا عبد اللّه طاهر دل بر وى خوش كرد « 18 » و « 19 » آن حالت « 20 » مراقبت مىكرد « 21 » تا آنگاه كه دو كنيزك « 22 » بخريد و تحفههايى ديگر به نزديك امير المؤمنين « 23 » فرستاد و سعد را با ايشان روانه كرد و بدان طريق او را از پيش خود دور انداخت و آن از كمال حفظ و مروت « 24 » او بود .
--> ( 1 ) مپ 2 - نعيم لطيف ( 2 ) مج - او ( 3 ) مپ 2 و مج - را ( 4 ) مپ 2 و مج : از ( 5 ) بنياد : نمودى ( 6 ) متن و بنياد : استعانت ، مپ 2 : پناه ( 7 ) مج : از آن مشوش ( 8 ) مپ 2 - و از گناهى . . . تشويش بود ( 9 ) مج : فساد ( 10 ) مج : از همه ( 11 ) مپ 2 : كريم و رحيمترست ( 12 ) مج + شايد ( 13 ) مج - او بهاى خود بدهد . . . پوشيده دارد ( 14 ) متن - ديگر ( 15 ) متن - باشد ( 16 ) مپ 2 - باشد كه . . . ندارد و ، مج : حفاظ نگاه ندارد و ( 17 ) مج - ديگر ( 18 ) بنياد : از آن قرار داد برگرديد ( 19 ) مج + من ( 20 ) مج : حال را ( 21 ) مج و بنياد : مىكردم ، مپ 2 : نمىكرد ( 22 ) مپ 2 + خوب امير عبد اللّه را ، مج + خوب امير عبد اللّه را ، ( 23 ) بنياد : خليفه ، مج + مأمون ( 24 ) مپ 2 : ورع